تا هفت خط پیاله
تا هفت خط پیاله را پر کن
به سلامتی هر روز هفته
لب بر لب جام
زیبایی ات که از حد بگذرد
با هفت قلم آرایش
آغاز آن مستی بی پایان
لبالب از نیاز
به گاه دیدار
پیاله باز دور دگر زد
که مستانه به رقص درآمده ام
روزها می گذرند
و پیمانه ی عمر پر می شود
امیدی نیست
در آخرین لحظه حتی
نیم نگاهی از تو
ساغری شکسته ام
تهی از مستی دوست
چنان که از پیاله ی جان
نمانده به جای
حتی جرعه ای
*
اردیبهشت ۱۴۰۴